متولدفروردین
حرف های باور نکردنی
با تو کمبودها و دلتنگی هایم را روی گلبرگ های خیس یاس رها کردم تا زمین انها را در اغوش بگیرد و به اعماق ببرد تا دیگر احساس نشوند. با تو تمام نداشته هایی که ارزوی داشتنشان یک لحظه رهایم نمی کرد روی بال پرنده های مهاجر گذاشتم تا با کوچ شان انها را به سرزمین دیگر ببرد. با تو همه ی بی وفایی های روزگار را روی شن های ساحل نوشتم تا موج های دریا ان ها را بشوید و پاک کند. با تو من باغبان مزرعه مهربانی شده ام و پاشیدن بذر محبت بهترین سر گرم ام شده است.دیگر در فریادهایم بغضی نیست خنده لب هایم به تلخی نمی شیند و دیگر حسرتی در عمق نگاهم دیده نمی شود. دیگر خبری از ان نگاههای سرزنش امیز عقل به دل نیست وقتی لرزشش به خاطر نگاه توست. دیگر منتظر سکوت شب ها نیستم با تو هر لحظه در ارامشم.دیگر وقتی نگاههای مظلومانه ام را به ارزوهای دور خیره میکنم بی اراده نمی بارم چن امید به تو لحظاتم را سبز کرده است. من با تو تلاطم عشق را در مردمک چشمانم می پذیرم و هر لحظه نیک شدنم را ارزویی رو به تحقق طلب میکنم. من نجواهایم را با تو دوست دارم. منتظر نظراتتونمااااااااااااااااااااااا فعلا خوبید ایشا... من که خدارو شکر خوبم . وای امتحانام اومده باز وای وای .... امتحان متون حقوقی ۱۴ امتحان جزای اختصاصی ۱۴ امتحان حقوق ثبت تخصصی باید کلاسشو حفظ میکردم مهم همین تخصصی بودنشه اینم شدم ۱۷.۳۰ خدارو شکر هم امتحاناتو خوب دادم مهم پاس شدنه نمره کم یا زیادش مهم نیست . معدلمم بد نشده نمیشه گفت اخه چنده چون ۳تای دیگه مونده اما تا الان ۱۷.۲ اگه این ۳تاهم بیاد عالی میشه . ولی؟!!!!!!!!! هیچ وقت فک نکنی که من ۲۴واحد بردارمااااااااااااااااا بمیرمممممممممم بیا منو لهم کنید اگه بردارم. خوب منتظر نظراتتونمممممممممم فعلا به امید دیدار... اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ، مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد : زندگي كند ، نفس بكشد و لذّت ببرد . امیدوارم حال تک تک تون خوب باشه .بلاخره امتحانات این جانب تمام شد . البته امتحاناتم روز ۳۰/۱۰/۸۸تموم شد اما حال اپ کردن نداشتم . امروز صبح که بیدار شدم یه دفعه به سرم زد پاشم برم ببینم امتحانی اومده نیومده . اومدم ۳تا از امتحاناتم اومده بود . اولیشو که میدونید مدنی ۵بود که شده بودم ۱۸.۳۰.یه چیزی واقعا ذهنمو درگیر کرده مگه مدنی سوالاتش هر کدوم ۱نمره نداشت .پس چطور من شدم ۱۸.۳۰؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!این نیم نمره از کجا اومده.؟ نکنه نصف سوال تستی درست بوده نصف دیگه اش غلط!!!!!!!!!!!!!!!!!!وای از دست مرتضی؟!!!!!بیچاره زنش چی میکشه از دستش؟!!!!! دومین امتحانم مدنی ۴.اهان اخه من این ترم ۴.۵با هم گرفتم .مدنی ۴رو هم شدم ۱۹.۳۰نمیدونم به درگاه خدا چه بدی کردم که استادا اینطوری نمره میدن اخه بگو تو دیگه چرا علی اکبری استادمونه اسمش یادم نمیومد. و اخرین درسی که گفته بودم فک میکنم بیفتم تجارت ۲بود .تجارتمم شدم ۱۶.۳۰این ترم زندگی من کلا با این نیم دادنای استاد گره خورده. خدارو شکر که همشو پاس کردم .اگه خدا این جا پیشم بود یه بوس بوسش میکردم دم خدا گرم که انقد منو دوست داره منم خدارو دوست دارم ولی نمیدونم بعضی وقتا چرا من دیونه میشم با خدا هم دعوا بزن و بکوب راه میندازم .خداهم منو نشناخت ؟!!!!!!!!!! خلاصه اینم از اپ امروز خوشحال میشم نظر بدید . فعلا به امید دیدار... خیلی وقت بود اپ نکرده بودمااااااااااااااااا اخه مطلبی نداشتم و امتحانات گرام که هوش و حواس واسم نمیزاره . الانم که میخوام اپ کنم به خاطر اینه که یکی از امتحاناتم اومده اونم مدنی ۵. خدارو شکر ۱۸.۳۰شدم نمره بدی نیست. ولی بگووووووووو اخه مرتضی جون چرا ۲۰ ندادی !!!!!!!!!!!!!!!اخه منه بدبخت که برات تحقیقم کردم کوفتش بشه .چقد زحمت کشیدم تا اون تحقیقو درست اونطوری که مرتضی میخواست بشه!!!!!!!! راستی اسم استاد مرتضی هست؟!!!!!!!!!!اشتباه نگیرید!!!!!!!!!!!!!!!!!! خلاصه خداروشکر اولین امتحان با موفقیت به پایان رسید . دعا کنید امتحانات بعدی رو هم همینطوری بدم. وای برای ۵شنبه جزای اختصاصی دارم خداااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!همون بتول که ماجراشو براتون گفتم. ۳۸۴صفحه!!!!!!!!!!!!!!!!!!و من هنوز هیچی نخوندم و چه امیدوارانه به زندگی ادامه میدم و خیر سرم میخوام وکیلم بشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوب نظر یادتون نره .خوشحالم کنید .فعلا به امید دیدار مجدد..... دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم در آیینه بر صورت خود خیره شدم باز بند از سر گیسویم آهسته گشودم عطر آوردم ، بر سر وسینه فشاندم چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم افشان کردم زلفم را بر سر شانه در کنج لبم خالی آهسته نشاندم گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست تا مات شود زین همه افسونگری و ناز چون پیرهن سبز ببیند به تن من با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز او نیست که در مردمک چشم سیاهم تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند این گیسوی افشان به چه کار آیدم امشب کو پنجه ی او تا که در آن خانه گزیند او نیست که بوید چو در آغوش من افتد دیوانه صفت ، عطر دلاویز تنم را ای آیینه مردم من از این حسرت و افسوس او نیست که بر سینه فشارد بدنم را "فروغ" غمناک ترین ناله دلم ، بهانه دیدن توست ، تو بگو با دل بی قرارم چه کنم ؟ همیشه سخت ترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود . . . عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگتنهاییم تنها ترین باشی من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ... کاش میدیدم چیست انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست با تو هستم یه اهنگ گوش کردم خیلی خوشم اومد خواستم بنویسم اره قدیمیه اما خیلی قشنگه.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد . باز هم امدی تو بر سر راهم .آی عشق میکنی دوباره گمراهم .دردا من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم. دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی .دریا سرنوشتم را به یاد اورد دنیا سرگذشتم را مکن باور .من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق درازم گمشدم در غربت دریا بی نشان و بی هم اوازم .میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم تو مرا ازردی .دریا سرنوشتم را به یاد اورد دنیا سرگذشتم را مکن باور .من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق درآزم . مینویسم اوج غم ها راااااااا ای عشق دوباره میکنی گمراهم. خیلی قشنگه مخصوصا طرز خوندنش ادم گریه اش میگیره . من که خوشم اومد امیدوارم خوشتون اومده باشه . امین حبیبی. دارم دق میکنم تحمل ندارم دیگه خسته شدم دارم کم میارم دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم همش فکر توام همش بی قرارم .دیگه اشکی برام نمونده که بخوام برات گریه کنم فدای تو چشام.دلم داره واسه تو تو پر پر میزنه تو رفتی و هنوز خیالت با منه . اینجاش ادم میمیره از گریه. بدون تو کجا برم کنار کی بشینم تو چشمای کی خیره شم خودمم رو توش ببینم تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده به کی بگم یکم نازم کنه که بم نخنده بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم تو که نیستی همش ارزو میکنم بمیرم .دارم دق میکن؟!!!!!!!!! فعلا باااااااااااااااااااااااااااااای دوباره دل هواي با توبودن کرده
دیدمش از دور که می رفت
اشک سردی تو چشاش بود اون نمی خواست بره اما... زنجیره اجبار به اش بود می شنیدم هق هقش رو که می گفت تا فردا بدرود لحظه های تلخ بود اما دل من منتظرش بود به سلامت ای همه کس می دونم که بر می گردی میدونم دلت همین جاست از دلم سفر نکردی خیلی زود رفت لب جاده اما من اونو می دیدم خداحافظ گفتنش رو خیلی روشن می شنیدم چند قدم مونده به بودن ذره ای نزدیک تر از من سره وعوه مون نشستن تشنه ی به تو رسیدن بغض سردم نعره می زد خداحافظ عشق رویااااااااا می مونم تا بربگردی روی نیمکت لب دریاااااااا وقتی نه دلیلی برای گفتن هست
و من خیلی خوشحالم.
وقتي که اون نگاهت ،، عشق و با من شروع کرد ،، انگار که تو قلب من ،، فاجعه اي طلوع کرد ،، من و تو با هم شديم ،، مثل دو تا پرنده ،، هميشه فکرم اين بود ،، گذشتن و پريدن ،، رفتن تا آخر راه ،، به حادثه رسيدن ،، نگاه من به قله ،، به اوج آسمون بود ،، پريدن از رو زمين ،، سفر به کهکشون بود ،، از اون زمون تا امروز ،، ببين چي مونده از من ،، نمونده حرفي باقي ،، کم شد اين من از من ،، ببين که من چه آسون به پاي تو شکستم ،، به اين دل ديوونه راه گريز و بستم ،، توان رفتنم نيست ،، من ديگه موندگارم ،، قلب شکسته من ،، پيش تو يادگارم ،، ببين که من چه آسون تو اين سفر شکستم ،، در اوج پرواز عشق ،، رو خاک غم نشستم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، سفر به تو سلامت ،، نشد که با تو باشم ،، حالا تو اين نيمه راه ، منم که جا مي مونم ،، وقتي گذشتي از من شعر وداع مي خونم .......
اه وقتی تولبخند نگاهت را میتابانی
بال مژگان بلندت را میخوابانی...
من در ان لحظه که چشم تو به من مینگرد
برگ خشکیده ی ایمان را در پنجه ی باد
رقص شیطانی خواهش را در اتش سبز
نور پنهانی بخشش را در چشمه ی مهر
اهتزاز ابدیت را میبینم
بیش ار این سوی نکاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش میگقتی چیست
انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
تویی که رویت را از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند
نگو اين دل دوريه عشقتو باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن
همه ي آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا ميدم
آخه تورنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم
توي هفتاآسمون تو تک ستاره ي مني
به خدا ناز دو چشماتو به دنيا نمي دم
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه![]()

وقتی سکوتم را التماس میکنی
و وادارم میسازی به خاموش ماندن
وقتی چشمانت را میبندی وبا تمام قوا
مرا به اعماق تاریکی هل میدهی
دیگر چیزی باقی نمی ماند
نه از من نه از سکوت نه از تاریکی نه از خاموشی .
خیالت راحت
چقدر بخشیدیم و چقدر خالی ماندیم!
انگار کسی ما را جز تنی هوسناک
نمیدید...
و تلخی بغض من هنوز در میان بوسه های خیس تو ناپیداست......
دیگر پیدایم نکن!!!
میگویند مرده ام
و چه بی هدف می گذرند این ثانیه ها
و چه خود سرانه می نویسد این قلم
دور از تو و
نزدیک به تو
میدونم یه روز میای به دیدنم
ولی اون روز دیگه پوسیده تنم
اگه بازش بکنی قلب منو
توی اون نوشته منتظرتم
با یک نگاه عاشق می شدیم و با یک اشاره دل می باختیم
وقتی به دل بستن خود فکر می کنم ؛ از همه آن سادگی ها به خنده می افتم...
ولی نه! اگر چه دل ها پاک بودند و بی آلایش ؛ اما زندگی مسیری به همان سادگی نداشت .
من به یک نگاه دل باختم و به صد اشاره آن را پاک کردم. می دانم آنچه باید ؛ اتفاق میافتد
من به تقدیر نوشته شده ایمان دارم و فکر می کنم آنچه باید؛ رخ خواهد داد.
پس خود را به سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بی گناه تقدیری زیبا دارند........
همین..
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که بخاطر لرزش دستانم
در زیر آواره ای از رنگ ها ناپدید ماند ..
در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم
در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم
در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم
در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم
ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم
| Design By : Night Melody |



